السيد حامد النقوي

202

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

رفت تا خمس غنائم كه خالد بن وليد فراهم آورده بود جدا كند ، على مرتضى از جملهء خمس بر كنيزكى متصرّف شد بريده را از اين كار كدورت و انكار پيدا گشت ، بعد از مراجعت اين مقدّمه را نزد آن حضرت صلعم ظاهر نمود ، آن جناب فرمودند أي بريده مگر على را دشمن دارى گفت آرى از اين جواب رنگ روى مبارك آن حضرت بر افروخت فرمودند : در حق على گمان بد مبر او از من و من ازويم و او مولاى شما است و هر كه من مولاى او باشم الحديث . و شيخ ابن حجر در ( صواعق ) آورده كه حافظ شمس الدين جزرى از ابن اسحاق روايت كرده كه سبب اين خطبه آنست كه بعضى از جماعة كه با على مرتضى در يمن بودند در حق آن شير خدا تكلم نمودند . آن حضرت صلعم بعد از فراغ از حجّ خطبه خواندند از جهت تنبيه بر قدر على و از جهت ردّ بر كسى كه در وى سخن گفته بود مانند بريده ( كما جاء في ( صحيح البخاري ) أنّه كان يبغضه ) [ 1 ] . و خود شاهصاحب هم در قدح حديث ( أنا مدينة العلم ) بابن الجزرىّ استناد كرده‌اند ، چنان كه در همين باب فرموده : حديث پنجم روايت جابر ( ان النبي صلى اللَّه عليه و سلم قال : أنا مدينة العلم و عليّ بابها ) ، و اين خبر نيز مطعون است . قال يحيى بن معين لا أصل له . و قال البخارى : انه منكر غريب . و ذكره ابن الجوزى فى الموضوعات .

--> [ 1 ] مرافض الروافض ص 158 دليل دوم از فصل سوم از باب ثالث در بيان ادله خلافت خلفاء